نقطه صفر


 

جنگ میان صربها و بوسنی و هرزگوین بدون شک یکی از کثیف ترین و سیاه ترین جنگهاییست که میان دو ملت روی داده . جنایاتی که صربها در این جنگ مرتکب شده اند آنقدر زشت و کثیف بود که نمی توان آنها را از یاد برد . از سلاخی کردن و قتل عام دسته جمعی مردان در شهرها و روستاها و دفن کردن آنان در گورهای دسته جمعی گرفته تا تجاوز به زنان و دختران و به قتل رساندن آنان ، بخشی از جنایاتی بود که صربها علیه بوسنیایی ها مرتکب شدند . مسلما چنین فضای سیاه و تاریک و خشونت زده ای که ظلم و ستم در هر گوشه و کنارش بیداد میکند میتواند بستر وقوع حوادثی باور نکردنی باشد . حوادثی آنقدر نا متعارف که شاید با شنیدنشان در صحت آنان شک کنیم . بدون شک هنوزم که هنوز است داستانهای عجیب و غریب و ناشنیده زیادی وجود دارند که شاید هم هرگز روایت نشوند . بنابراین بدیهیست که بتوان از دل این تاریکی سوژه های ناب سینمایی را بیرون کشید و آثاری به یاد ماندنی خلق کرد . سینمای بوسنی در چنین فضایی تولدی دوباره یافته است . سینمایی برخاسته از خاکستر که با اینکه از عمرش سالهای زیادی نمیگذرد ولی توانسته خود را به خوبی به عنوان یک سینمای غنی در میان سینمای سایر ملل نشان دهد . فیلمهای بسیار خوبی طی چندین سال گذشته از بوسنی هرزگوین به دنیا معرفی شده . فیلمهایی که اکثرا سعی در نشان دادن آنچه دارند که طی سالهای سیاه جنگ بر ملت بوسنی گذشته است . یکی از این شاهکارها فیلمیست به نام No Man's Land ساخته دانیس تانوویچ . این فیلم که در سال 2001 ساخته شده روایتیست از دو سرباز صرب و بوسنیایی که مجبور میشوند در شرایطی عجیب و غریب یکدیگر را تحمل کنند .

ماجرا از جایی آغاز میشود که چند سرباز بوسنیایی که راهشان را در میان مهی غلیظ در شب گم کرده اند ، تصمیم می گیرند تا شب را در همان جایی که هستند بگذرانند تا صبح که شد بتوانند مسیرشان را پیدا کنند . صبح که میشود آنان در میابند که در نزدیکی یکی از سنگرهای صربها بوده اند . صربها هم که متوجه حضور آنان شده اند با تیراندازی آنها را از پای در می آورند و در این بین تنها یک سرباز بوسنیایی موفق به فرار میشود و میتواند خود را به یک سنگر خالی که قبلا متعلق به بوسنیاییها بوده ولی اکنون توسط صربها اشغال شده است برساند . در طرف دیگر این سنگر نیز بوسنیاییها هستند ، اما رفتن به آنجا کار خطرناکیست . چون صربها هر لحظه ممکن است تیراندازی کنند . از سوی دیگر صربها برای اینکه مطمئن شوند کسی زنده نمانده ، دو سرباز صرب که یکیشان دست و پا چلفتی است را به سنگر اشغال شده میفرستند . اما درون سنگر ، سرباز بوسنیایی پس از یک درگیری جزئی با سربازان صرب موفق میشود یکی از آنها را از پای در آورد و دیگری که همان سرباز دست و پا چلفتیست را زخمی کند . اکنون این دو در میان مواضع صربها و بوسنیاییها گرفتار شده اند و باید برای خلاص شدنشان از شرایط موجود راهی پیدا کنند .



فیلم No Man's Land  یکی از آن گره های ناب سینمایی را به تصویر میکشد . موقعیتی که در آن دو دشمن در یک شرایط مساوی قرار گرفته اند و هیچ یک نسبت به دیگری برتری ندارد . موقعیتی که گاه منجر به خلق لحظات کمدی و گاه ناراحت کننده و گاه هیجان انگیز میشود و در نهایت پایانی دور از انتظار را برای شخصیت های فیلم رقم میزند .

در این فیلم سعی بر این نیست که عوامل اصلی شروع جنگ بررسی شود و یا اینکه نشان داده شود که کدام گروه بی گناه و کدام گناهکار است . در اینجا شرایط کاملا مساویست و کارگردان با هوشمندی خاصی سعی در نشان دادن این مسئله دارد که در این موقعیت که هیچ یک نسبت به دیگری برتر نیست ، چه عواملی باعث میشود که شخصی در موضع قدرت قرار گیرد . او برای القای این مفهوم از ابزار اسلحه استفاده میکند . جابجا شدن سلاح میان شخصیتهای فیلم به خوبی بیانگر این مفهوم است . همچنین دیالوگهایی که میان شخصیتها رد و بدل میشوند به بهترین نحو این مسئله را نشان میدهند .

یکی از جالبترین صحنه های فیلم بخشی است که دو سرباز با یکدیگر بر سر اینکه کدامیک این جنگ را شروع کرده اند بحث میکنند . بحثی بی انتها که در آن هر کدام سعی میکنند دلایل خودشان را برای متهم کردن دیگری بیان کنند و در انتها سرباز بوسنیایی برای اینکه حرفش را به کرسی بنشاند ، اسلحه اش را به سمت سرباز صرب میگیرد و میگوید : کی این جنگ لعنتی رو شروع کرده ؟! سرباز صرب هم به ناچار کوتاه می آید و میگوید : ما شروع کردیم . یا در جایی دیگر سرباز بوسنیایی شروع به کشیدن سیگار میکند و هنگامی که سرباز صرب از او میخواهد که یک سیگار هم به او بدهد او میگوید : نه . و زمانیکه سرباز صرب دلیلش را می پرسد سرباز بوسنیایی میگوید : چون من اسلحه دارم و تو نداری ! همانطور که مشخص است کارگردان سعی در نشان دادن این مسئله دارد که اگر سلاح داشته باشی میتوانی هر کاری بکنی . قوانین را بشکنی ، زورگویی و قدرت نمایی کنی . میتوانی خود را برنده حساب کنی و طرف مقابلت را مجبور به هر کاری کنی که دلت میخواهد . حتی میتوانی منطقت را به دیگران اثبات کنی .

اما قضیه فقط به اینجا ختم نمیشود . کارگردان در یک چرخش ناگهانی و با هوشمندی خاصی ، در یک موقعیت مناسب اسلحه را در اختیار سرباز صرب قرار میدهد . اکنون همه چیز عوض میشود . موضع قدرت تغییر میکند و سرباز صرب در یک دیالوگ طلایی از سرباز بوسنیایی می پرسد : راستی ، گفتی کی این جنگو شروع کرد ؟! و سرباز بوسنیایی که چاره ندارد میگوید : ما شروع کردیم ! همینطور زمانی که او از سرباز صرب سیگارش را میخواهد ، همان جوابی را میشنود که خودش به سرباز صرب داده بود . این معاوضه قدرت در No Man's Land  بسیار دیدنیست .



شاهکار کارگردان اما به اینجا ختم نمیشود . او دوباره با قرار دادن یک اسلحه دیگر در دست سرباز بوسنیایی همه چیز را به حالت طبیعی برمیگرداند . اکنون هر دو مسلحند و شرایطشان مساویست . دیگر با هم بحثی ندارند و سعی میکنند با هم کنار بیایند چون می دانند که هیچ کدامشان موضع قدرت را دست ندارند و الآن هر دو خطرناکند . دیگر بحثی در مورد اینکه چه کسی جنگ را شروع کرده میانشان شکل نمیگیرد . درست بعد از همین سکانس است که این دو نفر تصمیم میگیرند که باید به هم کمک کنند و با هم فکری راهی برای خلاصی از شرایط موجود بیابند . این مسئله باعث میشود که در مقطعی حتی با یکدیگر دوست شوند و از نقاط مشترکشان با هم با یکدیگر گفتگو کنند که این مسئله یکی از شیرین ترین قسمتهای فیلم را رقم میزند . گرچه در پایان فیلم سرنوشتی غافلگیر کننده در انتظارشان است . فیلم به خوبی این مسئله را نشان میدهد که نباید هیچ وقت خود را بطور کامل در اختیار کسی قرار داد . همیشه باید یک حاشیه امنیت در روابط انسانی را در نظر گرفت تا جلوی سوء استفاده طرف مقابل گرفته شود و در این فیلم بنا به شرایط موجود ، این حاشیه امنیت توسط اسلحه تامین میشود . هر دو طرف با اینکه میدانند مسلح هستند اما به هم اعتماد میکنند ، چون میدانند تا زمانی که کسی به دیگری نارو نزده خطری تهدیدشان نمیکند . در اینجا دیگر نمیتوان سرباز صرب را  شخصیتی دانست که آدمکش است ، متجاوز است یا هر چیز دیگر . در اینجا حتی شاهد هستیم که سرباز بوسنیایی هم میتواند خشونت به خرج دهد . در واقع این فیلم تا حدودی تصورات مخاطب از جنگ میان بوسنی و صربستان را تغییر میدهد . البته این بدان معنی نیست که کارگردان صربها را مظلوم نشان دهد و آنها را بی گناه جلوه دهد . او با گنجاندن تصاویری مستند از دوران جنگ سعی میکند گوشه ای از ظلمی که بر ملتش تحمیل شده را نشان دهد . در این شرایط خاص اما اینکه چه کسی این جنگ را شروع کرده و ظالم و مظلوم کدامند واقعا اهمیتی ندارد . در واقع کارگردان شاید قصد داشته این موضوع را بیان کند که این شرایط است که ما را عوض میکند و از حالت مظلوم به ظالم و یا به عکس تغییر میدهد .

علاوه بر تمامی این تفاسیر ، No Man's Land  یک درام ضد جنگ نیز هست و یکی از بهترین فیلمهاییست که در این زمینه ساخته شده . دیدن این فیلم را از دست ندهید .