Cold Fish
قصابی آقای سیون سونو !

تماشای Cold Fish احتمالا در نظر بسیاری ، مانند تحمل دو ساعت و بیست و شش دقیقه شکنجه روحی و روانیست . فیلم به معنای واقعی کلمه پر است از خون و تکه های گوشت و استخوان و آدمهایی که در جوی خون غلت می زنند ! کارگردان فیلم ، سیون سونو از به تصویر کشیدن بی پرده خشونت بی حد و حصر در Cold Fish هیچ ابایی ندارد . او تا توانسته فیلمش را با لحظات چندش آور و دهشتناک پر کرده و البته به نظر میرسد که در نهایت تمام این خونریزی ها به نفع اثر تمام شده .
Cold Fish داستان ساده ای دارد . ماجرا در یکی از شهرهای ژاپن اتفاق می افتد . شاموتو مردی آرام و درون گراست که در نزدیکی یک بزرگراه ، مغازه ماهی فروشی کوچک و جمع و جوری دارد . او به همراه همسر و دخترش میتسوکو زندگی میکند که البته زندگی چندان آرام و راحتی نیست . همسر اول شاموتو چند سال قبل مرده و میتسوکو هم رابطه خوبی با زن جدید پدرش ندارد . به حدی که گاهی کارشان به درگیری های فیزیکی هم میکشد . او دختری پرخاشگر است و از هر فرصتی برای دور شدن از خانواده اش استفاده میکند . ماجرای اصلی از جایی آغاز میشود که میتسوکو به دلیل دزدی از یک فروشگاه ، توسط صاحب آن دستگیر میشود . زمانی که شاموتو و همسرش برای عذر خواهی و پرداخت خسارت به آنجا می روند با مردی خوش مشرب به نام موراتا آشنا میشوند که دقیقا نقطه مقابل شاموتو است . مردی ثروتمند و سرخوش و پر حرف که اتفاقا او هم در کار فروش ماهیست . او فروشگاهی بزرگ و پر از امکانات دارد که افراد زیادی هم در آنجا مشغول به کارند . موراتا در قضیه دزدی میتسوکو پا در میانی میکند و پس از پرداخت خسارت ، میتسوکو را آزاد میکند . او همچنین از میتسوکو دعوت میکند تا برای کار در فروشگاه بزرگ او مشغول به کار شود . به نظر میرسد که همه از این وضعیت راضی هستند غیر از شاموتو . او که می داند ضعیف تر از موراتاست و می بیند که همسر و دخترش از موراتا بسیار خوششان آمده ، چندان از این آشنایی راضی نیست . از طرفی شاموتو از اینکه می بیند میتسوکو در جایی مشغول به کار شده خیالش کمی راحت است . یکی دو روزی می گذرد تا اینکه موراتا به شاموتو هم پیشنهاد همکاری میدهد . شاموتو به خاطر اصرارهای همسر و علیرغم میل باطنی خودش این پیشنهاد را می پذیرد . اما زمانی که او برای صحبت در مورد این همکاری نزد موراتا می رود با چهره جدیدی از او آشنا میشود و مسیر زندگی اش به کلی تغییر میکند ...

Cold Fish یا ماهی سرد ( البته اگر ماهی سرد ترجمه درستی برای عنوان فیلم باشد ) به بررسی زندگی چند آدم روانی می پردازد که از کشتن لذت می برند . در این فیلم بر خلاف نمونه های آمریکایی به جای آنکه روی مقتولان و نحوه از بین رفتنشان تمرکز شود به زیر و بم زندگی قاتلان و طرز تفکر و اندیشه هایشان پرداخته میشود . چیزی که شاید در کمتر فیلمی و البته به سبک و سیاق سیون سونو بدان توجه شده باشد . یکی از دلایل جذابیت Cold Fish نیز همین موضوع است . اینکه Cold Fish بر خلاف ظاهرش ، بیش از آنکه فیلمی در مورد کشت و کشتار و شیوه های نوین سلاخی کردن انسان باشد ، یک درام جنایی هولناک روانشناسیست . Cold Fish به خودی خود فیلم ترسناکی نیست اما ترسی ذاتی را با خود حمل میکند . ترسی که در دل داستان نهفته و صرفا با تصویر و صوت منتقل نمیشود . در این فیلم مردی به نام شاموتو را می بینیم که اراده ای ضعیف دارد و نه گفتن برای او کاری دشوار است . او همواره تسلیم شرایط زندگی بوده و ریسک کردن برای او معنایی ندارد . او سرخورده و افسرده است و تنها دلخوشی اش تماشای ستارگان و کهکشانها در محلیست که در فیلم از آن به نام " ستاره نمایی " یاد میشود . تنها جایی که او میتواند برای لحظاتی آرامش داشته باشد . او افسرده است و آشناییش با موراتا فقط این وضعیت را بدتر میکند . رویارویی با شخصی که از هر نظر برتر از خودمان باشد تقریبا برای ما هم چندان خوشایند نیست چه برسد به شاموتوی بدبخت افسرده که همواره در زندگی یک بازنده بوده است . موراتا دقیقا تمام آن چیزیست که شاموتو هرگز نبوده است . مردی خوش صحبت ، شوخ ، عملگرا و ثروتمند . اما جذابیت داستان از جایی دو چندان میشود که موراتا لایه های پنهان شخصیتش را برای شاموتو آشکار میکند . مردی بی رحم که 180 درجه با موراتای خوش مشرب تفاوت دارد . کسی که سلاخی کردن انسان برایش مانند تماشای ستارگان برای شاموتوست . سیون سونو با ظرافتی خاص و البته با بیرحمی تمام به بررسی تاثیر عملکرد موراتا بر شخصیت شاموتو می پردازد . سونو شکل گیری یک هیولا را نشانمان می دهد و نکته ترسناک فیلم نیز همین موضوع است . ترس از شاموتو بودن . ترس از بی ارادگی ، از سرخوردگی ، از بازنده بودن . در Cold Fish بیش از آنکه از اعمال هولناک و وقیحانه موراتا وحشت داشته باشیم ، نگران شاموتو هستیم . مردی با ظاهری آرام که می دانیم درونش غوغاست . در واقع موراتا نمود ظاهری درون پرهیاهوی شاموتوست . شاموتو در ظاهر انسان آرامیست اما از درون پر از هیاهو و ناهنجاریست و شاید یکی از دلایل همراهیش با موراتا ( علاوه بر ترسی که نسبت به او دارد ) همین مسئله باشد . شاموتو درون پر هیاهویش را در موراتای دیوانه میبیند . کسی که رفتار و کردار ناهنجارش رفته رفته در حال تسخیر وجود شاموتوست . شاموتو یک بمب ساعتیست که هر ثانیه که می گذرد به لحظه انفجارش نزدیکتر میشود . تماشای زوال شخصیت درمانده شاموتو در میان تکه های گوشت و استخوانی که سیون سونو در همه جای فیلم آنها را پخش و پلا کرده و انتظار برای لحظه انفجار این بمب ساعتی کاری بس دشوار و ترسناک است .

عامل دیگری که سختی تماشای Cold Fish را چندین برابر کرده ، خشونت بی حد و حصر آن است . ژاپنی ها ثابت کرده اند که در نمایش خشونت بی پرده ، دست اسلشر های آمریکایی را هم از پشت بسته اند . گرچه شاید نتوان این فیلم را در گونه اسلشر دسته بندی کرد . هر چه باشد تقریبا تمام اسلشرهای آمریکایی آنچه که ندارند موضوع مناسب است و از خشونت تنها به عنوان ابزاری برای ایجاد هیجان در اینگونه آثار استفاده میکنند . سینمای ژاپن اما راه متفاوت تری را انتخاب کرده . سونو در اکثر فیلمهایش خشونت را ابزاری برای انتقال مفهوم به کار می گیرد . پیش از این هم در فیلم Audition به کارگردانی تاکاشی میکه شاهد چنین استفاده ای از عامل خشونت بوده ایم . علاوه بر این ژاپنیها چندان علاقه ای به خر فهم کردن مخاطب ندارند ( با عرض پوزش از سینما دوستان عزیز ) !!! دیالوگها به طور مستقیم در راستای گره گشایی طراحی نمیشوند بلکه بیشتر سعی میشود مفاهیم از طریق تصویر به تماشاچی القا شود و شاید همین مسئله است که باعث شده خشونت در فیلمهای ژاپنی تاثیرگذارتر و معنادار تر و متفاوت تر و بی پرده تر از آثار آمریکایی باشد . به هر حال ژاپنی ها در طول تاریخ همیشه مرد عمل بوده اند و کارهایشان را با حرف زدن پیش نبرده اند ! چیزی که در دنیای واقعی هم میتوان به چشم دید .
Cold Fish بدون شک فیلم خوبیست . شاید خالی از ایراد نباشد اما آنقدر متفاوت و بی پرده و روان است که ایراداتش را نمی بینیم . این فیلم میتواند برای کسانی که به دنبال آثار متفاوت تری در گونه فیلم های پرخشونت هستند گزینه مناسبی باشد . همینطور برای آنهایی که صرفا از تماشای خون و خونریزی لذت می برند و چندان به داستان فیلم کاری ندارند . به قصابی آقای سیون سونو خوش آمدید .



من منتقد سینما نیستم . هر آنچه می نویسم برداشتیست شخصی و بعضا احساسی از آنچه میبینم و می شنوم . قضاوت در درستی و نادرستی یا خوب و بد بودنش با شما .