نا برده رنج گنج میسر نمیشود !


 

تماشای فیلمی از مایکل بی که در آن جلوه های ویژه حرف اول را نزند تقریبا محال است . معمولا در قصه گویی به سبک بی باید انتظار هر چیزی را داشته باشیم غیر از یک داستان مشخص درست و درمان . جلوه ویژه پر رنگ و لعاب ، رنگ بندی های تند و زننده ، کات های سریع ، استفاده از هنرپیشه های خوش بر و رو که در طول فیلم با اینکه خطرات مختلف را از سر میگذرانند و مدام در میان خاک و خل و دود غلیظ غلت میزنند ، اما نه تنها آرایش هایشان پاک نمیشود بلکه هر لحظه به جذابیت های فیزیکی شان هم افزوده میشود و ... اینها تعدادی از بارزترین المانهای مورد علاقه مایکل بی هستند که در اکثر فیلمهایش خصوصا سری پر طرفدار ترانسفورمرز و فیلم پرل هاربر به وفور یافت میشوند . فیلمهایی که مشخصا گیشه ها را نشانه رفته اند و در بخش هنری بد جور لنگ میزنند .

مایکل بی آدم بی استعدادی نیست . او پیش از اینکه با فیلمهای صرفا تجاری اش معروف شود فیلم خوب صخره را با بازی نیکولاس کیج و شون کانری ساخته بود . تنها فیلمی از مایکل بی که تا به امروز ( البته تا قبل از ساخته شدن Pain & Gain ) ارزش صحبت کردن را داشت . بعد از صخره ، مایکل بی تمام توان و استعدادش را برای خلق آثار پرهزینه و صرفا تجاری به کار گرفت که البته در این کار موفق بوده است . پسران بد 1 و 2 ، آرماگدون ، پرل هاربر و ترانسفورمرز 1 و 2 و 3 که البته قسمت چهارم آن هم اکنون به کارگردانی مایکل بی در حال تولید است همگی آثاری هستند که بعد صخره ساخته شده اند و چیزی جز یک مشت جلوه های تصویری و صوتی عجیب و غریب نیستند .

داستان ساخته اخیر مایکل بی اما کمی متفاوت است . به طرز عجیبی در آن خبری از آن جلوه های ویژه همیشگی و انفجارهای شکلاتی نیست . فیلم Pain & Gain ماجرای واقعی سه ورزشکار رشته بدنسازی است که برای رسیدن به خوشبختی و تحقق رویای آمریکاییشان تصمیم میگیرند اموال یکی از مشریان ثروتمند باشگاهشان را یک شبه تصاحب کنند . آنها در این راه با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنند تا اینکه بالاخره تقشه شان عملی میشود . یک ماجراجویی ظاهرا موفق که داستانها و پیامد های زیادی را به دنبال خود دارد . Pain & Gain یک بیوگرافی جناییست که در قالب یک کمدی سیاه روایت میشود و بر خلاف انتظاری که از مایکل بی می رود اتفاقا فیلم خوبیست . غیر از جلوه های ویژه خیره کننده و عظیم ، Pain & Gain تقریبا باز پر از همان المانهای مورد علاقه مایکل بی است ، اما این بار خوشبختانه در راستای پیشبرد قصه از آنها بهره گرفته شده .



آنچه که در همان ابتدای فیلم توجهمان را جلب میکند فیلمبرداری آن است . انصافا مایکل بی در شیوه فیلمبرداری رنج و گنج سلیقه زیادی به خرج داده و شاید نیمی از جذابیت کل فیلم به خاطر فیلمبرداری زیبای آن باشد . همچنین رنگ بندی های شاد و سر زنده و کات های تند و تیز ( که البته در این مورد انتظاری جز این از مایکل بی نمی رود ) عناصری هستند که در سراسر فیلم به چشم می آید و خوشبختانه در مورد این فیلم به جای اینکه مانند ترانسفورمرز روی اعصاب باشند باعث زیبایی آن شده اند . به لحاظ داستانی و همچنین شیوه روایت قصه نیز Pain & Gain برای مایکل بی واقعا یک پیشرفت محسوب میشود . کسی که همیشه قصه هایش را سرسری و بی چفت و بست پیش می برد این بار برای نحوه روایتش کلی زحمت کشیده که البته شاید این یکی را باید مدیون بیوگرافی بودن ماجرا دانست . عاملی که شاید باعث شده دست مایکل بی برای مانور دادن های همیشگی اش در فیلمنامه کمی بسته باشد و در نتیجه بی مجبور بوده تمرکز اصلی اش را روی نحوه روایت ماجرا قرار دهد . گرچه سر تا پای فیلم فریاد میزند که داستان به سبک بی روایت شده اما خوشبختانه این بار از این نحوه بیان قصه راضی هستیم . با اینکه احتمالا در واقعیت این ماجرا کمدی نبوده ولی اضافه کردن بار کمدی به فیلم خوب جواب داده است . سه مرد درشت هیکل و خوش بر و رو که البته مغزشان به خوبی بازوهایشان کار نمیکند دور هم جمع شده اند و میخواهند اموال شخصی به نام په په کرشاو که مشتری باشگاهشان است را صاحب شوند . آنها یک نقشه بی در پیکر آدم ربایی میکشند که اجرای آن خودش یکی از بخشهای جالب توجه فیلم است . نقشه ای که چندین بار به خاطر حماقت هایشان به درستی پیش نمی رود ولی در نهایت آن هم به شکل واقعا خنده داری انجام میشود . چیزی نمیگذرد که آنها به تمام آنچه که آرزو داشتند میرسند اما امان از این حماقت که همیشه کار را برایشان سخت میکند . زمانی که به نظر می رسد همه چیز تمام شده تازه داستان شروع میشود . لحظات کمدی فیلم بسیارند و در کل مخاطب داستان را تا انتها با لبخند دنبال میکند . سکانس تکه تکه کردن اجساد توسط اره برقی ، سر به نیست کردن ناموفق په په کرشاو و کلا تمام صحنه های خشن فیلم کمدی هستند که خوشبختانه از حد خارج نمیشوند . گرچه در خلق این لحظات اغراقهای زیادی صورت گرفته که از مشخصه های کاری مایکل بی است ، اما با این حال دلنشین و مفرحند . خود من شخصا در حالی که هنگام تماشای فیلمهای مایکل بی هرگز هیچ احساسی نداشتم این بار در بعضی سکانسها واقعا از ته دل خندیدم . حماقت های بی پایان شخصیت های قصه تماشاییست .



اما خوب بودن Pain & Gain دلایل دیگری هم دارد که مهمترینشان احتمالا انتخاب بازیگران است . همه بازیهای خوبی از خود ارائه داده اند . خصوصا نقشهای اصلی یعنی دنیل لوگو با بازی مارک والبرگ ، آدرین دوربل با بازی آنتونی مک کای و البته پل دویل با بازی خوب دواین جانسون . در میان این سه نفر تماشای دواین جانسون از همه شیرین تر است . دواین جانسون که طرفداران پر و پا قرص کشتی کچ او را بیشتر با نام راک میشناسند در سالهای اخیر به نظر میرسد کمی در مورد شیوه بازیگری اش تجدید نظر کرده و سعی میکند استعدادش را در این کار به همه نشان دهد . بازی خوب او در فیلمهای Snitch و Faster و البته همین فیلم Pain & Gain گواهی بر این موضوع است . در اینجا خبری از آن دواین جانسون که میتواند با یک مشت فک ملتی را پایین بیاورد نیست . همانطور که در Snitch اینگونه نبود . لحظه ای در فیلم Snitch که یکی از شخصیتهای منفی فیلم به او میگوید : هیکلت خیلی گندست ولی از درون یه ترسویی و یا سکانسهای پایانی فیلم در آن دواین جانسون به طرز ناشیانه ای از داخل ماشین در حال تیراندازیست نشان از روند تغییر نگرش او به مقوله بازیگری دارد . در رنج و گنج دواین جانسون یک بدنساز به شدت مذهبیست که بر خلاف هیکل درشتتش قلبی نازک دارد و همین مسئله باعث شده که دست مایکل بی برای خلق لحظات کمدی در فیلم بسیار باز باشد . انصافا هم دواین جانسون با اینکه انتظاری از او نمی رود ولی برای به نمایش گذاشتن این تناقض میان رفتار و اندامش زحمت زیادی کشیده و خوشبختانه نتیجه کار هم مثبت بوده .

در کل میتوان گفت علت اصلی جذابیت و خوب بودن فیلم Pain & Gain این است که کسی انتظار چندانی از فیلم ( به دلیل کارگردان و بازیگرانش ) ندارد اما زمانی که به تماشای آن می نشینیم دوست داریم آن را تا انتها دنبال کنیم چون تمام عواملی که  فکر میکردیم بسیار پیش پا افتاده و دم دستی و ضعیف باشند کارشان را به درستی انجام داده اند و این مسئله باعث شده که برخلاف آثار پیشین مایکل بی رنج و گنج اثری قابل توجه و جمع و جور باشد . ضمن اینکه داستان فیلم هم بر اساس یک ماجرای واقعیست و خیالمان راحت است که جای چندانی برای بلند پروازی های مایکل بی باقی نمانده . گرچه بی هر کجا که توانسته عناصر مورد علاقه اش را وارد فیلم کرده ولی چون نامعقول نیستند آزار دهنده هم نیستند . به نظر میرسد نام این فیلم یعنی رنج و گنج علاوه بر اینکه شرح حال شخصیت های فیلم است ، توصیفیست بر عملکرد بی و گروه تولید فیلم و البته بازیگران در ساخت این اثر . هر چه باشد از قدیم هم گفته اند نا برده رنج گنج میسر نمیشود . البته مسلما Pain & Gain تا گنج بودن فاصله زیادی دارد اما آنقدر خوب و خوش ساخت هست که ارزش وقت گذاشتن برای دیدن و صحبت کردن در موردش را داشته باشد .

مایکل بی اکنون در حال ساخت قسمت چهارم ترانسفورمرز است و این بدین معناست که او را دوباره در قالب همان چیزی که از قبل میشناختیم خواهیم دید . مردی که بدون جلوه های ویژه زنده نمی ماند ! به نظر میرسد دوباره باید چندین سال صبر کنیم تا بتوانیم یک فیلم خوب از او ببینیم .